زندگی
چون گردبادی
بی رحم ..
آمد..و
برد
احساسم را
به دوردستهای..
تردید...
بی ...نگاهش
به بغض..معصوم...
دوست..داشتنم.
7/8/89
مهربد
سهشنبه، آبان ۰۴، ۱۳۸۹
حکم
در غروبی..
سرخ رنگ...
مثل..هزار غروب...تکراری
هویدا..
شدم...
تنها..مانده از
بازگشت..کوچ..
پرستوها
زیرا که تو...
حکم کردی...
محکوم..نفس باشم
بی مقیاس..
بی بال..پریدن ...
آفریدنم...
برای..هوس بود..
تا..در قفس
بوسه بر ...
ارزن زنم
"اجباری".
مهربد
4/8/89
سرخ رنگ...
مثل..هزار غروب...تکراری
هویدا..
شدم...
تنها..مانده از
بازگشت..کوچ..
پرستوها
زیرا که تو...
حکم کردی...
محکوم..نفس باشم
بی مقیاس..
بی بال..پریدن ...
آفریدنم...
برای..هوس بود..
تا..در قفس
بوسه بر ...
ارزن زنم
"اجباری".
مهربد
4/8/89
دوشنبه، آبان ۰۳، ۱۳۸۹
مرگ ..زودهنگام....کاغذ کادو
نشسته ام
در حرارت..اندیشه
در کنار شمعی
تب زده...
در قطره های..اشک...
خسته..از شک
می دانم..
احساسم...
پاره..پاره است....
در حرارت..اندیشه
در کنار شمعی
تب زده...
در قطره های..اشک...
خسته..از شک
می دانم..
احساسم...
پاره..پاره است....
چون..زیبایی..
کاغذهای..رنگی
گرد..هدیه ای..پنهان
که زود..می شکند..
بین..هوسی...
تکراری.
3/8/89
مهربد
تکراری.
3/8/89
مهربد
چون..شهاب
بی تاب...نور
چون..پروانه ای
می خواهم...
سوختن را...
تا ..عشق
روشن..از من باشد
حتی ...مانند
چشمک... شهابی... تنها
آواره در ...
کهکشان
عشق.
3/8/89
مهربد
چون..پروانه ای
می خواهم...
سوختن را...
تا ..عشق
روشن..از من باشد
حتی ...مانند
چشمک... شهابی... تنها
آواره در ...
کهکشان
عشق.
3/8/89
مهربد
شنبه، آبان ۰۱، ۱۳۸۹
دشنه..
دست در دست
فرشته ای..مشکی پوش
با لبخند...
بوسه بر ...
خواب خواهم زد...
تا رنگ های...رویایت
برچشمانم نشیند...
تا رفتنم
دست خودم باشد
هر وقت که میخواهم
بی دلهره ..مرگ
تا...
زمستانم..نرسد..
در سرما..
خواب..را می خواهم
تا همیشه
تا..بی پایان..بودنت
تا رنگهای زیبای..
رویاها
تا آرامشی..در سکوت
بی دلهره ی..
طپش..مداوم..قلبم
که می کوبد..
آخرین...
دشنه را
بر.. تابوت..
احساسم.
30/7/89
مهربد
پنجشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۸۹
زرد برگ...پاییزی..
بی تو
پاییز.. می سوزم
مثل زرد.. برگ های..
"عاشق"
زخمی.و...تبزده ی غم
رو به .عمر..کوتاه ..
دقایق
پاییز.. می سوزم
مثل زرد.. برگ های..
"عاشق"
زخمی.و...تبزده ی غم
رو به .عمر..کوتاه ..
دقایق
بی تو...
آواره ی خاکم
اسیر...
گیج...چرخش
یک سوز...
صدای..شکست
برگم...
زیر..پای تو ...
فریاد..
کاشکی حتی..
می دونستی..
زرد خشکیده ی
زیر..پای تو ...
فریاد..
کاشکی حتی..
می دونستی..
زرد خشکیده ی
من..هم
بین.. دفترت ..باز
می تونه..جا.. بگیره
بین.. دفترت ..باز
می تونه..جا.. بگیره
مثل..احساس.
عزیزم...
دوباره..سبزم
عشقمو ..همیشه
عشقمو ..همیشه
دریاب
29/7/89
مهربد
29/7/89
مهربد
دوشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۸۹
پیک..خورشید
بین فاصله های..نامحدود
تنها..
تو می مانی...
در ..بین..مرزهای..
احساسم..
صبح هنگام...
پیک..من خورشید است
تا در سفر..عشق
بوسه ای از نور را
بر لبانت بنشاند ..
در زاویه ای دیگر...
وقتی...
در خواب زیبای شب
ستاره بارانت..می کنم..
26/7/89
مهربد
تنها..
تو می مانی...
در ..بین..مرزهای..
احساسم..
صبح هنگام...
پیک..من خورشید است
تا در سفر..عشق
بوسه ای از نور را
بر لبانت بنشاند ..
در زاویه ای دیگر...
وقتی...
در خواب زیبای شب
ستاره بارانت..می کنم..
26/7/89
مهربد
اشتراک در:
پستها (Atom)