دوشنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۹۲
چهارشنبه، دی ۱۱، ۱۳۹۲
"روشنفکری که روشنگر بود" نوشته ای کوتاه در سوگ درگذشت پدرم.
"روشنفکری که روشنگر بود"
یک سال از درگذشت
پدرم می گذرد،او بزرگ مردی بود "استوار" که قلبش و قلمش همیشه برای ایران وایرانی می طپید و می نوشت.هرگز اهل بند و بست های
رایج در جامعه( چه در کار فرهنگی و چه در بازار سیاست نبود)و بر سر منافع ایران با
هیچ دسته ،حزب یا گروهی معامله نمی کرد،در
کار نیز اینگونه بود،با جدیت وباریک بینی می نوشت،در ترجمه بسیار حساس بود و
وفادار به متن اصلی،زبان ادبی او در کمال سادگی بسیارگویا و شیرین بود.
او چون کوهی
استواردربرابر دشمنان فرهنگی ایران می ایستاد"پدرم هم روشنفکر بود و هم
روشنگر" با نگاه و آگاهی که به غرب و فرهنگش داشت ،هرگز غربزده نبود و نشد و
همواره کوشش اوبرآن بود که از همه ی چشمه های بینش ودانش این جهان و بشریت در جهت
پیشرفت ایران و ایرانی بهره ببرد."پدرم در ایران ماند، ایرانی ماند" و
بوسه بر خاک ایران زدو، با لبخند،در پگاهی که همیشه دوست می داشت،نرم و آرام
رفت،وقتی همه در خواب بودیم و شاید.. هستیم.
روحش شاد،ویادش تا
ابد گرامی و پاینده باد. مهربد ثاقب فر
اشتراک در:
پستها (Atom)