یکشنبه، شهریور ۲۶، ۱۳۸۵

رابطه آکورد و فواصل2

فرمول ساخت آکورد 3 صدایی(majorو minor)

اکوردmajor = نت پایه+سوم بزرگ +پنجم درست

آکورد minor = نت پایه +سوم کوچک +پنجم درست


فواصل افزوده + < -------- فواصل بزرگ------->- فواصل کوچک----->فواصل کاسته



فواصل افزودهaugment + ( ---- فواصل درست----)- diminishفواصل کاسته--->فواصل کاسته تر

جمعه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۵

فاصله intervalse 1

تعریف فاصله:تفاوت زیر و بمی بین 2 نت را فاصله گویندنکته :من سعی میکنم نکاتی را در اینجا مطرح کنم که در کتابهای تئوری یا نیست یا اگر هست نا مفهوم است
فواصل در گام major
1_DO یکم درست (perfect)بدون فاصله
2_RE دوم بزرگ 1
3_MI 2 سوم بزرگ
4_FA چهارم درست2.5
5_SOL 3.5 پنجم درست
6_LA 4.5 ششم بزرگ
7_SI هفتم بزرگ5.5
8_DO 6هشتم بزرگ

فواصل علاوه بر یادگیری بهتر و عمیق تر آکوردها در ساخت ملودی وهارمونی چند بخشی نقش مهمی دارند

آکورد 1

تعریف آکورد:نواختن 3 یا بیشتر از 3 نت را بصورت همزمان آکورد گویندالبته در بعضی از کتابها نواختن چند نت بصورت همزمان نوشته شده که درست نیست به این
دلیل که چند شامل 2 نت هم میشود که ما اکورد 2 نتی نداریم بعضی از اساتید آکوردهای قدرتی یا همان
را جزو آکوردهای 2نتی می دانند که مبحثی جداگانه استpower cord

سه‌شنبه، دی ۱۳، ۱۳۸۴

شاهنامه فردوسی و موسیقی

شاهنامه
(Book of Kings) مجموعه ارزشمندی است که علاوه بر ادبیات فارسی می تواند در سایر زمینه ها بعنوان مرجع مورد استفاده قرا گیرد، یکی از این زمینه ها موسیقی می باشد. از زاویه های متفاوتی در محدوده موسیقی می توان شاهنامه فردوسی را کالبد شکافی کرد که شاید جالبترین آنها استخراج ادوات موسیقی و کاربرد آنها در زمان حیات فردوسی بوده است. وجود و تکرار بسیار زیاد نام ادوات و اصطلاحات مربوط به موسیقی در شاهنامه بیانگر آشنایی کامل فرودسی با سازها و موسیقی زمان خود بوده است. فردوسی آنچنان با مهارت و استادی به توصیف موسیقی در جشن ها، مراسم سوگواری، نبردها و ... پرداخته که گویی او خوب می دانسته که از کدام ساز باید در کدام مراسم استفاده شود. بعنوان مثال شاهنامه میتواند مرجع موثقی برای تشخیص و تحلیل وضعیت موسیقی در زمان سامانیان و بخصوص قبل از ورود اعراب به ایران مورد استفاده قرار گیرد. به مواردی چند از این اصطلاحات توجه کنید. آوا یا آواز: طبیعی ترین وسیله اجرای موسیقی خواندن آواز می باشد. در شاهنامه فردوسی آواز به معانی مختلفی ازجمله خوانندگی، آوازخوانی، ترانه، نوا، صدای ساز، همهمه و ... بکار برده شده است. به این مثالها دقت کنید :
1-
به چنگ اندرون خنجر آبگون
دهن پر ز آواز و دل پر ز خون
2-
به آواز ایشان شهنشاه جام
ز باده تهی کرد و شد شاد کام
3-
بخندید و آنگه فغان برکشید
طلایه چو آواز رستم شنید
نوازندگان موسیقی در میناتور ایران
بربت : سازی است با کاسه ای بزرگ و دسته کوتاه که در کشورهایی مانند ترکیه، عربستان و برخی کشورهای اروپایی از آن استفاده میشود. معمولا" دو نام بربت و عود با یکدیگر بکار میرود اما واقعیت آن است که این دو ساز با هم تفاوت هایی دارند، بعنوان مثال روی شکم عود از چوب و روی شکم بربت از پوست پوشیده شده است. روایتهای زیادی هست که نشان میدهد عود سازی است که اعراب از روی بربت ایرانی ساخته اند. در شاهنامه از بربت بعنوان سازی که صدایی نافذ دارد و حزن انگیز است بیشتر استفاده شده است به این ابیات دقت کنید :
1-
چو من دست کردم به بربت دراز
سرشکش ز دیده برون راند راز
2-
چو نومید برگشت از آن بارگاه
ابا بربت آمد سوی باغ شاه
3-
که برگیر بربت نوایی بزن
فغانی درافکن ابر جان منچنگ یا سنگ : همان هارپ یا لیر می باشد که از دیرباز نقاشی های آن برری دیوارها و سنگ نوشته های تمدن های بابل و آشور وجود داشته است. نقش برجسته های دوران ساسانی در طاق بستان دو صحنه شکار که در آن عده ای در حال نواختن چنگ هستند را نمایش میدهد. در شاهنامه از چنگ برای بزم ها استفاده میشود و اغلب نوازنده های آن را زنان تشکیل میدهند، مثالهای زیادی از این موارد را می توان در آثار مینیاتور ایرانی نیز مشاهده کرد که در آن زنان در حال نواختن چنگ هستند.
1-
سراینده این غزل ساز کرد
دف و چنگ و نی را هم آواز کرد
2-
از او شاد شد جان افراسیاب
می روشن آورد و چنگ رباب
3-
زن چنگ زن، چنگ در برگرفت
نخستین خروش مغان برگرفتموارد بسیار دیگری از جمله نای، تبیره، تنبور، جرس، دف، رباب، رود، کرنا، تبل، شیپور و ... نیز در شاهنامه استفاده شد که در آینده حتما" به آنها اشاره خواهیم کرد.
نقل از سایت harmony talk

دوشنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۴

تاریخ گیتار 1


تاگیتار به سازهای گروه کوردوفن Cordophones تعلق دارد ، از این جهت که سیمهای آن در اثر ارتعاش تولید صدا میکنند.به هر حال گیتاری که به شکل امروزی میبینیم ، نتیجه تکامل آن در طی قرنهاست.ادامه مطلب...

عده ای بر این عقیده اند که گیتار از مصر سرچشمه گرفته استو عدهای نیز بر این نظرند که آن از سیتارای یونانی-آشوری Greek Assyrian Cithara که بوسیله رمیها به اسپانیا آورده سده گرفته شده است.اما به نظر می رسد که جد بزرگ تمام سازهایی که ما به عنوان کوردوفون از آنها یاد کردیم یک کمان موسیقی باشد که تنها یک سیم ساده به دو سر آن متصل بوده است که با کشیدن و رها کردن سیم صدایی در کمان ایجاد میشده که این صدا بوسیله یک تقویت کننده صوت که به آن متصل بوده تقویت میشده است.
از آنجائیکه این سیم تنها یک صدای ساده ایجاد میکرده برای داشتن چندین صدا ابتدا یک سیم دیگر و سپس چندین سیم به اندازه های کوتاهتر به کمان بسته شده و از این طریق چندین صدا تولید گردیده. ازدیاد این سیمها و افزوده شدن یک جعبه تشدید صوت منجر به اختراع چنگ کمانی Harp Arqueeگردید. سپس سازی متشکل از مجموعه ای از سیمها به نام لیر ظهور کرد که در آن سیمهایی به طول مساوی کار گذاشته شد.
یونانیها دو نوع لیر داشتند ، یکی به نام لیرا و دیگری به نام کیتارا، کیتارا بوسیله رمیها تغییر شکل یافت و نام گیتار نیز از همین کلمه گرفته شده است .
بعدها رو می ها برای نخستین بار سازهایی چون سیتارا ، پاندورا Pandora و فیدیکولا Fidicula را نواختند و از این راه آلات کوردوفن در تمام اروپا رواج یافت.
در واقع نخستین گیتارهای واقعی در آغاز دوره رنسانس به ظهور رسید . این گیتار ها به دلیل داشتن بدنه ای باریک و شکلی مدور متمایز بودند.
به تدریج در قرنهای چهارده و پانزده پسوندهای موریسکا و لاتینا حذف شد و در سراسر اروپا آلات موسیقی خانواده گیتار با اسمهایی از قبیل : گیتارا ، گیترنه،گیترن Giteren( سازی سیمی مفتولی و منسوخ شده شبیه به گیتار که به زبان فرانسوی گیترنه و به زبان اسپانیایی گیتارا گفته می شد.) و شیتارا معین شدند.
در همان زمان گروه زیادی از سازهای خانواده کوردوفن ، با اسمهایی از قبیل: ویهوئلVihuelaا در اسپانیا و ویولا Viola در ایتالیا خوانده می شدند.
بعضی از این سازها با آرشهde arco ، بعضی با مضراب de penolaو بضی دیکر هم با انگشتde mano نواخته می شدند.
از ویهوئلای انگشتی ( ویهوئلا دمانو ) نوعی گیتار پدید آمد.
درطی قرنهای چهارده و پانزده در شکل گیتار و ویهوئلا تغییرات قابل توجه ای بوجود آمد به تدریج در پهلوهای آنها فرورفتگی ایجاد شد و در قرن شانزده هر دو ساز آشکارا شبیه گیتار شدند.
در قرن شانزده این دو ساز در اسپانیا بسیار رایج بودند و نوازندگی با انگشت به حدی عمومیت پیدا کرد که پسوند de mano در این کشور به کلی از اسم این سازها حذف شدند.از آن پس گیتار بدنه ای بزرگتر و شکلی مدورتر به خود گرفت .