بی تو مجنون و
با تو... بی قرار
بی تو شب سیاه و
با تو...ترس مهتاب
بی تو خسته و
با تو...خواب
بی تو...مست و
با تو...خراب
بی تو...سراب و
با تو...سیراب
بی تو...غم و
با تو...لبخند
بی تو...ناله و
با تو...درمان
بی تو...سقوط و
با تو ..پرواز
بی تو تنها و
با تو...روشن
بی تو...افسوس
با تو...افسون
بی تو هیچ و
با تو من.
19/2/90
مهربد
دوشنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۹۰
برای باران
درشاخه های..عشق
اسیرم
و... پیله ای...
به...روی...نفسم
حبس...در این
قفسم...
وتو...ندانستی
از...راه خسته ام
امروز...
وتشنه تر...از خاک
برای...بارانت
برای...
سیراب..شدن
از...هوای...تبناک
ساحلت
19/2/90
مهربد
اسیرم
و... پیله ای...
به...روی...نفسم
حبس...در این
قفسم...
وتو...ندانستی
از...راه خسته ام
امروز...
وتشنه تر...از خاک
برای...بارانت
برای...
سیراب..شدن
از...هوای...تبناک
ساحلت
19/2/90
مهربد
جمعه، اردیبهشت ۱۶، ۱۳۹۰
برگ پاییزی
چه دوری از.من وچشمام
ولی...تو خواب من..هستی
منم با غصه هام...عاشق
بدون...تو..در این مستی
همه حالم...گیج..یک طوفان
نمی دونم...کجا ...رفتی
چو.. یک کابوس...تاریکم
پریشان..چون...برگ پاییزی
16/2/90
مهربد
ولی...تو خواب من..هستی
منم با غصه هام...عاشق
بدون...تو..در این مستی
همه حالم...گیج..یک طوفان
نمی دونم...کجا ...رفتی
چو.. یک کابوس...تاریکم
پریشان..چون...برگ پاییزی
16/2/90
مهربد
دوشنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۹۰
شعر....نقاشی
چشمهایت...
زیبا
می سرایند...
ترانه ی...
دریا را...
از ..پس...
پرچین...سبز
شرم...
گلبرگهای...سرخ...
لبانت....
پیداست...
و شاخه های
رقصان...زلفهایت
پیچیده...در
خورشید...
رخسارت...
می رباید...
دلها را...
نرم..نرم.
12/2/90
مهربد
زیبا
می سرایند...
ترانه ی...
دریا را...
از ..پس...
پرچین...سبز
شرم...
گلبرگهای...سرخ...
لبانت....
پیداست...
و شاخه های
رقصان...زلفهایت
پیچیده...در
خورشید...
رخسارت...
می رباید...
دلها را...
نرم..نرم.
12/2/90
مهربد
در چشمانم...همیشه...پیدایی
این شب ها
باران است...
بی تو...بی من
ودوستی ات
با باران....
در...خاطرم...
این...شب ها
منمو...شعر...و
تنهایی...
وآواز... باران
این شب ها
خیالم...
با...چشمهایت
آشناست....
تو را دیدیم
بی نگاه...
بی صدا...
در...من...بودی
با من بودی...
این ...شب ها
در سازم...
ترانه می خوانی....
بی بودنت...
همیشه...پیدایی...
در...چشمم...
12/2/90
مهربد
باران است...
بی تو...بی من
ودوستی ات
با باران....
در...خاطرم...
این...شب ها
منمو...شعر...و
تنهایی...
وآواز... باران
این شب ها
خیالم...
با...چشمهایت
آشناست....
تو را دیدیم
بی نگاه...
بی صدا...
در...من...بودی
با من بودی...
این ...شب ها
در سازم...
ترانه می خوانی....
بی بودنت...
همیشه...پیدایی...
در...چشمم...
12/2/90
مهربد
اشتراک در:
پستها (Atom)